

January 13, 2009
Categories: 1, Scoop . . Author: Editor-in-chief . Comments: Leave a Comment

موضوع سومین چالش ترجمه شعر فصلنامه تخصصی آستانه شعری از م.ع. سپانلو است. از همه علاقه مندان ترجمه شعر دعوت می کنیم ترجمه های خود را به ایمیل مجله threshold@inbox.com یا thresholdsbu@gmail.com یا به نشانی مجله دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، فصلنامه آستانه – با ذکر سومین چالش ترجمه شعر – ارسال کنند.
به روال گذشته ترجمه ها در جلسه ای نقد می شوند و در شماره 6 و 7 نشریه منتشر خواهند شد
مدت عمرم چند باری بلبل را دیده ام
عروسک مومی در کاسه ی عید – یا شنیده ام
کودکان نواخته اند و درختان بخشیدند
چند بار با نوای او از خواب در آمد کودک
شمد را رنگ بلبل پنداشت
بلبلی در کودک بود یا کودکی در درخت
لانه ای کنار نهر دهکده ای
سبدی همرنگ کاه ، شاهکار بافنده ای خوش آواز
گهواره ی تخم های صدفی رنگ و جلا خورده
پیش از همه پیغامش را می شنیدم
در نغمه ی او منتظر چیزی بودم که اتفاق نمی افتاد
در لیتل رک ، در آلبوکرک ، در قلب ایالات متحده
میان همهمه ی ترافیک ، شکل های متشنج
چهچهه بلبل ، پر حوصله و نومید ، پیوسته دخالت می کرد
با همان شیوه که در پرتو شمع ، روی آب سبز
در کاسه ی چینی می چرخید
بلبلی غرق شده در گلدان
کشتی پرداری در خکستر پارو می زد
پشت دیوار ، در این مزبله ی نزدیک
بین تایرهای اوراقی ، قوطی های زنگ زده ، کاغذ های تاخورده
باز آوازش را می شنوم
می توانم که بپرسم قدر آوازش را می داند ؟
گرچه در بستر بیماری ، شاعری خفته که بلبل را از
حفظ نمی داند
روزگاری ، ته یک جام قدیمی ، نقش بلبل را دید
که می لغزید تا دانش لب هایش
گرچه در ویرانه ، بین خرده ریز زندگی شهری
تکه ای مخمل آبی
و در آن گرمی لمبرهای مهمانان باقی
مخمل آبی نقش فرسوده ی بلبل دارد
طرحی از شاعر فرسوده که می کوشد یاد آرد
در کجای تن او بلبل پنهان است.
![]() |
رشته مطالعات ترجمه به دليل ماهيت بين رشته اي خود ابزارهاي كارآمدي جهت فهم و تفسير وقايع فرهنگي، اجتماعي، سياسي و حتي اقتصادي پيرامونمان به دست مي دهد. شايد نوبت آن رسيده است اتفاقات مهم اجتماعي- سياسي را از ديدگاه ترجمه و تعامل اين حوزه ها با يكديگر بررسي و تحليل كنيم. به همين منظور با دكتر حسين ملانظر، استاد مطالعات ترجمه دانشگاه علامه طباطبايي به گفت وگو نشستيم.
وي را به واسطه مديرمسئولي مجله مطالعات ترجمه، رئيس گروه ترجمه انتشارات سمت و تاسيس مركز پژوهش هاي ترجمه مي توان يكي از پيشگامان حوزه «مطالعات ترجمه» در ايران برشمرد.
آيا مي توان گفت كه مطالعات ترجمه ماهيتاً پديده اي پست مدرن است، به اين معني كه متعاقب نيازهاي دهكده جهاني و دنيايي كه به سمت كوچك تر شدن پيش مي رود شكل گرفته است
يكي از ويژگي هاي پست مدرن بودن چندگانگي و تكثر آن است، اين چندگانگي در طبيعت ترجمه وجود دارد. تئوري ترجمه هم قطعيت گرا نيست. نبايد منتظر يك تئوري ترجمه واحد بود كه با آن بتوان ترجمه را به راحتي توضيح داد. به همين دليل است كه بدقلق ترين موضوع در زبان شناسي، مطالعات ادبي، فلسفه و آموزش زبان، ترجمه است. چراكه قطعيت گرا نيست و نمي توان مرز مشخصي برايش گذاشت. از اين جهت پست مدرن است يعني يك شكل و يكدست نيست. به نوعي عدم تعين و عدم قطعيت در خود دارد. مثل يك صخره مرجاني چند وجهي است و نمي توان برايش ابعادي گذاشت. دنياي پست مدرن هم دنيايي نامشخص و مبهم است كه نمي توان تعريفش كرد و برايش قانون گذاشت.
همان طور كه نظام سرمايه داري، اقتصاد جهاني را به سمت و سوي خاصي هدايت مي كند گفته مي شود كه رشته مطالعات ترجمه هم يكي از پيامدهاي سرمايه داري جهاني است. آيا به نظر شما مطالعات ترجمه يك ترفند جديد پسااستعماري است
ترجمه خاصيتي دارد كه هر جرياني مي تواند آن را به سمت و سويي خاص بكشاند. احتمالاً مطالعات ترجمه هم همين حالت را دارد و ممكن است در خدمت يك ايدئولوژي، مذهب يا سياست قرار بگيرد. نمي شود منكر شد كه مطالعات ترجمه مي تواند در خدمت مثلاً فمينيزم باشد، به اين صورت كه تئوري هاي فمينيزم از طريق چارچوب هاي مطالعات ترجمه مطرح شود و بي سر و صدا در جوامع مختلف جا بيفتد.
وقايع اجتماعي- سياسي تا چه ميزان، مطالعات ترجمه را تحت الشعاع قرار مي دهد به عنوان مثال آيا واقعه ۱۱ سپتامبر تغييري در روند ترجمه ها ايجاد كرد به طوري كه تاثيرگذار در تئوري هاي ترجمه باشد
به نظر مي رسد در دو زمينه تغييراتي حاصل شده است، يكي نياز به زبان هاي كشورهاي اسلامي مثل پشتو، فارسي، عربي، اردو، كردي و ساير زبان هاي مسلمانان بيشتر شد. تعداد زيادي از مترجمان اين زبان ها در وزارت دفاع امريكا استخدام شده اند و اين زبان ها آموزش داده مي شوند. دوم اينكه بحث دستكاري در ترجمه به نفع يك ايدئولوژي رواج پيدا كرده، به وضوح ملموس است كه ترجمه در خدمت اهداف استكباري ابرقدرت ها قرار گرفته است. يعني اينكه اين قدرت ها موقعيت و بافت خاصي ايجاد مي كنند كه ترجمه را به خدمت خود درآورده و جهان سوم و مسلمانان را تحت فشار قرار دهند. همه اين ها در تئوري ترجمه تاثيرگذار بوده است. زندانيان متعددي كه از افغانستان و عراق به اسارت گرفته شدند، مهاجراني كه از اين كشورها به كشورهاي غربي فرار كردند، سربازهاي انگليسي و امريكايي كه در عراق و افغانستان هستند، همه نياز به ترجمه كتبي و شفاهي را بيشتر كردند. در نتيجه نگاه غرب به اسلام دقيق تر شده چون در صد سال اخير بيشتر از انگليسي به اين زبان ها ترجمه مي شد، حالادوره اي پيش آمده كه جريان برعكس شده است.
آيا ترجمه قابل سياستگذاري است
نكته اين است كه جهان سوم آرام آرام درك كرده كه در تئوري ترجمه بحث وفاداري از نظر غربي ها يك شوخي بيش نيست لذا سراغ بحث هاي ايدئولوژي، دستكاري و سانسور مي رود تا شناخت و شفافيت بيشتري نسبت به بحث هاي فرهنگي پيدا كند. به نظر مي رسد تحولاتي كه در پي ۱۱ سپتامبر پيش آمده باعث باز شدن چشمان مسلمانان شده كه موج را عليه غربي ها و اسرائيل برمي گرداند. نمود آن در ترجمه اين است كه فهميديم در مطالب ترجمه شده ممكن است تغييرات زيادي داده شود، فهميديم كه بحث بومي سازي، دستكاري، سانسور و «دروازه باني خبر» داريم. بسياري از مسائل به اسم ترجمه حذف و بسياري از پاراگراف ها سانسور مي شوند با اين هدف كه جهان سوم را كاناليزه كنند. جهان سوم اين را درك مي كند و مي فهمد كه مطالبش تحريف مي شود.
اين مسئله مي تواند زمينه اي براي بسط تئوري ترجمه جهان سوم يا تئوري ترجمه خاورميانه باشد
به نظر مي رسد جنبه هايي از مطالعات ترجمه مي تواند توسط خاورميانه بسط پيدا كند. مثلاً در مطالعات ترجمه بحث چنداني درباره نهضت ترجمه نمي بينيد. نهضت ترجمه مفهومي است كه در خاورميانه رشد كرده و غربي ها خيلي راجع به آن صحبت نمي كنند. اين مي تواند يكي از جنبه هاي خاص مطالعات ترجمه در شرق باشد. اين تئوري، تئوري شرق است و مي توان آن را نهضت ترجمه شرق ناميد.
مي توان اميدوار بود كه به عنوان يكي از اهداف كلان در اين رشته شاهد پيدايش تئوري خاص مباحث مطالعات ترجمه در ايران باشيم كه بشود آن را «مطالعات ترجمه ايراني» ناميد
اين منوط به اين است كه در جنبه هاي مختلف مسائل ترجمه در ايران تحقيقات زيادي صورت بگيرد. چون به لحاظ تاريخي خاص هستيم مي توانيم تئوري ترجمه ايراني داشته باشيم. مثلاً گونه هاي ادبي كه از طريق ترجمه به ايران منتقل شده، تاثير ترجمه بر زبان فارسي، تاثير ترجمه بر روشنفكري ايراني مباحثي است كه مي توانند در اين رابطه مطرح شوند. مثلاً اگر بخواهيم ببينيم زنان ايراني چگونه ترجمه مي كنند يا به عبارتي بخواهيم تئوري ترجمه براي زنان ايران داشته باشيم، تحقيقات است كه منجر به اين تئوري ها مي شود.
طبق يك نظر، در وراي خوانش ها و گفتمان هاي مختلف خواه ناخواه يك ايدئولوژي نهفته است. آيا مترجم مي تواند فارغ از ايدئولوژي و كاملاً عيني به ترجمه نگاه كند
تئوريسين هاي ترجمه در اين مورد خيلي بحث كرده اند و چند نظر وجود دارد. نظر آنتوني پيم اين است كه مترجمان مي توانند در يك فضاي بين فرهنگي به عنوان فضاي بي طرف زندگي كنند. برخلاف وي نظر ماريا تيموكزو اين است كه مترجم تنها مي تواند يك موضع داشته باشد. بنده نظرم اين است كه هر دو درست مي گويند، بسياري از مترجمان در فضايي بين فرهنگي، جايي كه مخلوطي از دو فرهنگ وجود دارد زندگي مي كنند. آنها در اين فضا مي توانند بدون موضع يا به قول هومي بابا «درميان» باشند. از طرفي بسياري از مترجمان هم موضع خاصي دارند.
در مبحث مترجمان بدون مرز به نظر مي رسد استراتژي هاي زباني كه مترجم با توجه به زبان سوم يا زبان جهاني اتخاذ مي كند به خشك كردن يا گرفتن مزه و شيريني زبان منجر مي شود. نظر شما چيست
يكي از زيان هاي ترجمه همين است كه شما اشاره مي كنيد. متن اصلي تنوع و رنگ و بوي زيادي دارد. اين مسئله به ويژه در مورد متون ادبي صادق است كه اصولاً زيبايي شان به فرهنگ مداري، استعاره، ايهام، تصويرسازي و ارائه هاي ادبي آنهاست كه در ترجمه از تنوعشان كاسته مي شود. اين بخاطر «ساده سازي» يا «استانداردسازي» است كه از جهاني هاي ترجمه هستند.
فصلنامه «آستانه» از همه علاقمندان به ترجمه ادبی دعوت میکند در ترم جدید کارگاه چالش ترجمه شرکت فرمایند.
در این کارگاه که با نظارت دکتر کیان سهیل برگزار می شود، دانشجویان به ترجمه نمونههای برتر شعر و نثر ادبیات معاصر فارسی به انگلیسی میپردازند و بهترین آثار در فصلنامه «آستانه» و سپس در قالب مجموعه برگزیده ادبیات معاصر ایران منتشر خواهند شد. علاقمندان به شرکت در کارگاه میتوانند تا 24 مهرماه به دفتر گروه زبان و ادبیات انگلیسی مراجعه و ثبت نام کنند یا ایمیلی با ذکر مشخصات و عنوان Workshop Register به نشانی ThresholdSBU@gmail.com ارسال فرمایند.
به دلیل محدودیت ظرفیت کارگاه، اولویت ثبت نام با دانشجویان زبان و ادبیات انگلیسی و مترجمی است.
زمان و مکان تشکیل کلاسها: دوشنبه ها 10:30 تا 12، گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه شهید بهشتی، سالن کارشناسی ارشد
زمانبندی برگزاری جلسات متعاقبا اعلام می شود.
موضوع ترجمه جلسه آینده (دوشنبه 6 آبان): داستان کوتاهی از بهرام صادقی
لطفا در نظرخواهی انتخاب داستان مناسب برای ترجمه شرکت کنید:
Cast Your Vote
Free Vote Casters by Bravenet.com
روز شنبه ششم مهرماه دومین جلسه داخلی کارگاه ترجمه فصلنامه «آستانه» با حضور دکتر امیرعلی نجومیان، دکتر کیان سهیل، محمد طلوعی و اعضای کارگاه ترجمه برگزار شد. در این نشست ابتدا دکتر نجومیان به شرح مختصری از اهداف و برنامههای انجمن علمی گروه زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت. وی کارآمدترین بخش انجمن را فعالیت اعضای فصلنامه «آستانه» برشمرد و ضمن یادآوری فعالیتهای گذشته انجمن مثل اجرای نمایشهایی به زبان انگلیسی، سخنرانی، و پخش فیلم، کارگاه ترجمه را ضرورتی دانست که در معرفی صدای ادبیات ایران به دنیا موثر خواهد بود. دکتر نجومیان در اشاره به نتایج پایاننامهها و تحقیقاتی در مقایسه ترجمه ایرانیها و غیرایرانیها از آثار ادبی فارسی نتیجه عمل مترجمین ایرانی را به دلیل نزدیکتر بودن به بستر فرهنگی و فهم بهتر و دقیقتر زبان اصلی در مقایسه با انگلیسی زبانها موفقتر ارزیابی کردند.
پس از این مقدمه محمد طلوعی از دانشگاه تهران به معرفی بیژن کلکی و شعر او پرداخت. وی در سخنرانی کوتاه خود با عنوان «رنج زبانبنیاد، یا مصایب کلکی بودن» ابتدا به سابقه شاعری بیژن کلکی برغم ناشناختگی او اشاره داشت. به گفته وی، «بیژن کلکی از لحاظ شعری همدوره احمد شاملو است اما در شهرت به پای او نمیرسد. شاید مقداری از آن به خاطر زندگی در آستارا خودخواسته است و شاید قسمتی هم جبر زمانه است، اما از نظر شعر فارسی شخصیت مهمی است و از نشانههای اهمیت او میتوانم به جایزه قلم زرین گردون سال 73 اشاره کنم که در همان دوره کسی مثل بیژن نجدی جایزه داستان و بیژن کلکی جایزه شعر را برد. بیژن نجدی بعدها بسیار مشهور شد اما کلکی نه».
وی در تشریح ایدهی زبانبنیادبودن شعر کلکی به دو گونهی متفاوت شعر فارسی اشاره کرد که «در سابقه طولانی خود یا ایدهمحور بوده است یا زبانمحور. شعرهای ایدهمحور معمولا در شاعران عرفانی ایران نمود پیدا میکند و شعرهای زبانمحور در شاعرهای تکنیکیتر چون رودکی. البته خیلی وقتها شاعران ایدهمحور از زبان کم میآورند و با ایده خود کارهایی میکنند که بعدها شگرد زبانی بنظر میرسد (مثل درماندن هاي مولوی در وزن كه بعدها رضا براهني از آن شگردهاي زباني مي سازد)، ولی معمولا ایده اولی شعر برایشان اهمیت بیشتری دارد تا زبان … در مثالهای امروزی میتوان از جمله شاعرهای ایدهمحور به فروغ و شاملو و غیره اشاره کرد». وی در دسته بندی خود تصریح داشت که «حتی شاعری زبانی چون یدالله رویایی را نمیتوان تماما زبانمحور نامید چون حتی زبان هم در شعر او بعنوان ایده مطرح میشود … اما بیژن کلکی را میتوان نمونه خوبی برای شعر زبان محور نامید، اولین دلیلم شعرهایش است در دو کتابی که منتشر کرده، «نیامدی اسم آب یادم رفت» و «ترانههایی برای آلکاپون» و در همین شعرهاست که بیژن کلکی در استفاده از یکسری کلمات متفاوت در زبان معیار و زبان شاعرانه روز مطرح میشود، یعنی از کلماتی استفاده میکند که در زبان معیار كاربردي ندارد و حتي به نظر در زبان شاعرانه هم نمي گنجد (بحث قديمي اي بين شعرا رواج داشت كه چه كلمه اي شاعرانه است و چه كلمه اي به تجريد شاعرانه نيست؛ منظور اين دسته بندي براي كلمات نيست.) كلكي كلماتي را به خدمت مي گرفت كه تا پيش از شعر او در زمينه هايي ديگر كابرد داشت از علم الاسرار و جفر تا سيميا و كيميا. البته باید به عقب برگردم و بگویم که كاربرد كلمه در بين شعرا اين قدر همسان نبوده و مثلن رودکی معتقد بوده شاعر باید از دانش روز مطلع باشد و بالطبع كلماتي كه در شاخه هاي متعدد علم كاربرد دارد وارد شعر آن شاعر مي شود کمااینکه رودکی خودش دایره واژگانی گسترده اي داشته و از ستارهشناسی و هيات تا رياضيات و موسيقي را در بر دارد. همين طور گويش ها و لهجه هاي متفاوت فارسي دري براي ورود كلمات به سطح زبان شاعرانه بوده و در دوره معاصر مثلا نیما از زبان مازندرانی استفاده می کند و یکسری واژه ها وارد زبانش میشود. بیژن کلکی هم به خاطر تحقیقات مردمشناسانه اش در لرستان و جاهای دیگر کلمات این چنینی بدست میآورد. البته به نظر مهم نیست که منبع کلامش را از کجا میآورد اما استفاده از کلمهای چون «بیجاده» مثلا در این شعر «آ بود اول اسم تو» بنظر من کل ذات شعر را تغییر میدهد کمااینکه در ترجمهها نادیده گرفته میشود و بعد به تبع آن کلمه ای چون «اسم جلیل» با اسم اعظم که ارتباط با کلمه قبلی و کیمیاگری دارد …
طلوعی در ادامه سخنان خود به درد نادیده گرفته شدن کلکی در زمان شاعریاش اشاره میکند، «کلکی کسی است که یار غار شاملو بوده … اما دیده نشده و به هرحال مقدار زیادی حسرت و نادیده شدن در شعرش وجود دارد، اما این باعث نمی شود که شعرش تلخ شود مثل شعر نصرت رحمانی. هرچند که هم عصر او هست و شعرهای تلخی هم دارد».
وی در پاسخ به سوال دلیل اصلی نادیده ماندن کلکی در مقایسه با بزرگی چون شاملو میگوید اتفاقا کلکی و شاملو هردو در یک حوزه حرکت میکنند و آن حوزه فرهنگ عامه است، اما شاید پایتخت نشینی، تشریفات و تعریفگر داشتن هم در آن بی تاثیر نبوده ضمن اینکه با وجود حجم زیاد کارهای ادبی اش کلکی اصلا در دوره زندگی خود کتاب شعری چاپ نکرده!
ادامه جلسه به خوانش و تحلیل شعر “آ بود اول اسم تو”ی بیژن کلکی اختصاص داشت. طلوعی درباره این شعر و ترجمههایش معتقد است که «یکسری کلمات در شعر کلکی موجب تغییر ساخت شعر می شوند، یعني شعر دارد در سطحی عمل میکند و بعد یک کلمه به صورت ناخودآگاه به زبان شعر پرتاب مي شود كه ساحتي شعر را چندگانه مي كند يا تغییر می دهد، مثلا که حتی موجب میشود در این شعر احتیاج به دو راوی باشد به این شکل که یک راوی درباره زمان حال حرف میزند، و یک راوی که درباره زمانی ازلی ابدی صحبت می کند – در همین شعر. و به نظر می رسد که این تمهیدات چندروایی چندصدایی خیلی تحت تاثیر آدمهای دهه هفتاد باشد تحت تاثیر ادمهایی باشد که از دهه هفتاد شعر می گویند مثل مهرداد فلاح، علی عبدالرضایی و … حافظ موسوی. ولی این تمهیدات در شاعرهای قبلتری تجربه شده و کلکی نمونهای از آن است. حداقل دوصداییاش را در این شعر می توانیم ببینیم. و به نظر میرسد کلکی آدمی بوده که جلوتر از دوره خودش شعر میگفته هرچند که دیده نمیشدهاست».
اما تاثیر این بحثها در ترجمه دانشجویان این شد که چندصدایی و چندرواییبودگی شعر راه را به تاویلها و خوانشهای متفاوتی گشود. و در تایید حرفهای محمد طلوعی آن که برداشتها و ترجمههای مختلف از راویها، زمان روایت، و واژههایی کلیدی چون “بیجاده” و “اسم جلیل” مسیر ترجمهها را تغییر داده و گاه کاملا متغایر کرده بود.
ادامه جلسه با پرسش و پاسخهای دکتر سهیل و اعضای کارگاه از مترجمها و بحثهای تخصصیتری درباره ساختار شعر سپری شد. بقیه بحث و خوانش و ارزیابی سه ترجمه دیگر از دانشجویان به جلسهی بعدی یعنی دوشنبه 15 مهرماه ساعت 10-12 موکول گردید.
حضور در جلسات برای علاقمندان آزاد است.
دانلود کتاب “ترانه هایی برای آلکاپون” بیژن کلکی
After the long summer sloth within our academic calendar, the Department of English Language and Literature of Shahib Beheshti University will revive with a session on the poetry of Bijan Kelki – the second of THRESHOLD Poetry Translation Workshop.
The session includes:
- An introduction to the poetry and style of Bijan Kelki by Mohammad Tolouei
- A survey of the select translations of one of Bijan Kelki’s poems (SEE Poetry Translation Challenge 2) by a jury of SBU students under the supervision of Dr Soheil.
- Decision upon the next issue challenge.
The session will be held public and all students, translators, and scholars are welcome. But it is highly recommended that you subscribe to the meeting by sending us an email titled WORKSHOP SUBSCRIBE including your name and phone number for further access. (E-mail: THRESHOLD[at]INBOX[dot]COM
Poetry Translation Workshop tends to work on the translation of a poem by the deceased poet, Bijan Kelki, for the next issue of Threshold Quarterly. In case you are interested, please send your translations of the poem either to Threshold@inbox.com, FarzanehDoosti@gmail.com (subject: Poetry Translation Challenge No. 2) or to the Department of English Language and Literature at Shaihd Beheshti University by Tir 7, 1387 (27 June, 2008). The deadline will not be extended.
The translations will be analysed in an open discussion session the date of which will be further announced.
آ بود اول اسم تو
تو ناز ِ طاقهي ابريشم
من راز تكتكهي باران
تو زلفك سبز بيد
من لرزش ِ برگانت
از من صبورتر
تو نخواهي يافت
با تو هزار سال بماند
از من غريبتر
تو نخواهي ديد
در اين ديار لاله و بيجاده
صدسال آزگار
به چنين حالي
در انتظار اسم جليل تو
پايان عمر
عاشقانه بخواند
از من نجيبتر
تو نخواهي ديد
در هيچ متن كتابي هم
هر روز
براي آي اول اسم تو
شب تب كند
صبح بميرد.