Next Issue Translation Challenge

 
از اين جهان
 
از اين جهان پير حذر می‌کنم
در خيابان‌های خلوت غروب را به نام کوچکش
صدا می‌کنم
جهان پير می‌خواهد مرا انکار کند
چشمان من به در است که تو پس از اين
ساليان با همان پيرهن گلدار از راه برسی و ساعت
 
حرکت هواپيما را به من اشتباه بگويي
کبوتران چابک و هراسان سراسيمه ما را از
 
خواب بيدار می‌کنند که [...]