مصاحبه: گفت و گوی مهدی مشایخی و هدی زمانی با دکتر ملانظر

نويسنده: مهدي مشايخي، هدي زمانی

 

    رشته مطالعات ترجمه به دليل ماهيت بين رشته اي خود ابزارهاي كارآمدي جهت فهم و تفسير وقايع فرهنگي، اجتماعي، سياسي و حتي اقتصادي پيرامونمان به دست مي دهد. شايد نوبت آن رسيده است اتفاقات مهم اجتماعي- سياسي را از ديدگاه ترجمه و تعامل اين حوزه ها با يكديگر بررسي و تحليل كنيم. به همين منظور با دكتر حسين ملانظر، استاد مطالعات ترجمه دانشگاه علامه طباطبايي به گفت وگو نشستيم.
    وي را به واسطه مديرمسئولي مجله مطالعات ترجمه، رئيس گروه ترجمه انتشارات سمت و تاسيس مركز پژوهش هاي ترجمه مي توان يكي از پيشگامان حوزه «مطالعات ترجمه» در ايران برشمرد.
    آيا مي توان گفت كه مطالعات ترجمه ماهيتاً پديده اي پست مدرن است، به اين معني كه متعاقب نيازهاي دهكده جهاني و دنيايي كه به سمت كوچك تر شدن پيش مي رود شكل گرفته است
    يكي از ويژگي هاي پست مدرن بودن چندگانگي و تكثر آن است، اين چندگانگي در طبيعت ترجمه وجود دارد. تئوري ترجمه هم قطعيت گرا نيست. نبايد منتظر يك تئوري ترجمه واحد بود كه با آن بتوان ترجمه را به راحتي توضيح داد. به همين دليل است كه بدقلق ترين موضوع در زبان شناسي، مطالعات ادبي، فلسفه و آموزش زبان، ترجمه است. چراكه قطعيت گرا نيست و نمي توان مرز مشخصي برايش گذاشت. از اين جهت پست مدرن است يعني يك شكل و يكدست نيست. به نوعي عدم تعين و عدم قطعيت در خود دارد. مثل يك صخره مرجاني چند وجهي است و نمي توان برايش ابعادي گذاشت. دنياي پست مدرن هم دنيايي نامشخص و مبهم است كه نمي توان تعريفش كرد و برايش قانون گذاشت.
    همان طور كه نظام سرمايه داري، اقتصاد جهاني را به سمت و سوي خاصي هدايت مي كند گفته مي شود كه رشته مطالعات ترجمه هم يكي از پيامدهاي سرمايه داري جهاني است. آيا به نظر شما مطالعات ترجمه يك ترفند جديد پسااستعماري است
    ترجمه خاصيتي دارد كه هر جرياني مي تواند آن را به سمت و سويي خاص بكشاند. احتمالاً مطالعات ترجمه هم همين حالت را دارد و ممكن است در خدمت يك ايدئولوژي، مذهب يا سياست قرار بگيرد. نمي شود منكر شد كه مطالعات ترجمه مي تواند در خدمت مثلاً فمينيزم باشد، به اين صورت كه تئوري هاي فمينيزم از طريق چارچوب هاي مطالعات ترجمه مطرح شود و بي سر و صدا در جوامع مختلف جا بيفتد.
    وقايع اجتماعي- سياسي تا چه ميزان، مطالعات ترجمه را تحت الشعاع قرار مي دهد به عنوان مثال آيا واقعه ۱۱ سپتامبر تغييري در روند ترجمه ها ايجاد كرد به طوري كه تاثيرگذار در تئوري هاي ترجمه باشد
    به نظر مي رسد در دو زمينه تغييراتي حاصل شده است، يكي نياز به زبان هاي كشورهاي اسلامي مثل پشتو، فارسي، عربي، اردو، كردي و ساير زبان هاي مسلمانان بيشتر شد. تعداد زيادي از مترجمان اين زبان ها در وزارت دفاع امريكا استخدام شده اند و اين زبان ها آموزش داده مي شوند. دوم اينكه بحث دستكاري در ترجمه به نفع يك ايدئولوژي رواج پيدا كرده، به وضوح ملموس است كه ترجمه در خدمت اهداف استكباري ابرقدرت ها قرار گرفته است. يعني اينكه اين قدرت ها موقعيت و بافت خاصي ايجاد مي كنند كه ترجمه را به خدمت خود درآورده و جهان سوم و مسلمانان را تحت فشار قرار دهند. همه اين ها در تئوري ترجمه تاثيرگذار بوده است. زندانيان متعددي كه از افغانستان و عراق به اسارت گرفته شدند، مهاجراني كه از اين كشورها به كشورهاي غربي فرار كردند، سربازهاي انگليسي و امريكايي كه در عراق و افغانستان هستند، همه نياز به ترجمه كتبي و شفاهي را بيشتر كردند. در نتيجه نگاه غرب به اسلام دقيق تر شده چون در صد سال اخير بيشتر از انگليسي به اين زبان ها ترجمه مي شد، حالادوره اي پيش آمده كه جريان برعكس شده است.
    آيا ترجمه قابل سياستگذاري است
    نكته اين است كه جهان سوم آرام آرام درك كرده كه در تئوري ترجمه بحث وفاداري از نظر غربي ها يك شوخي بيش نيست لذا سراغ بحث هاي ايدئولوژي، دستكاري و سانسور مي رود تا شناخت و شفافيت بيشتري نسبت به بحث هاي فرهنگي پيدا كند. به نظر مي رسد تحولاتي كه در پي ۱۱ سپتامبر پيش آمده باعث باز شدن چشمان مسلمانان شده كه موج را عليه غربي ها و اسرائيل برمي گرداند. نمود آن در ترجمه اين است كه فهميديم در مطالب ترجمه شده ممكن است تغييرات زيادي داده شود، فهميديم كه بحث بومي سازي، دستكاري، سانسور و «دروازه باني خبر» داريم. بسياري از مسائل به اسم ترجمه حذف و بسياري از پاراگراف ها سانسور مي شوند با اين هدف كه جهان سوم را كاناليزه كنند. جهان سوم اين را درك مي كند و مي فهمد كه مطالبش تحريف مي شود.
    اين مسئله مي تواند زمينه اي براي بسط تئوري ترجمه جهان سوم يا تئوري ترجمه خاورميانه باشد
    به نظر مي رسد جنبه هايي از مطالعات ترجمه مي تواند توسط خاورميانه بسط پيدا كند. مثلاً در مطالعات ترجمه بحث چنداني درباره نهضت ترجمه نمي بينيد. نهضت ترجمه مفهومي است كه در خاورميانه رشد كرده و غربي ها خيلي راجع به آن صحبت نمي كنند. اين مي تواند يكي از جنبه هاي خاص مطالعات ترجمه در شرق باشد. اين تئوري، تئوري شرق است و مي توان آن را نهضت ترجمه شرق ناميد.
    مي توان اميدوار بود كه به عنوان يكي از اهداف كلان در اين رشته شاهد پيدايش تئوري خاص مباحث مطالعات ترجمه در ايران باشيم كه بشود آن را «مطالعات ترجمه ايراني» ناميد
    اين منوط به اين است كه در جنبه هاي مختلف مسائل ترجمه در ايران تحقيقات زيادي صورت بگيرد. چون به لحاظ تاريخي خاص هستيم مي توانيم تئوري ترجمه ايراني داشته باشيم. مثلاً گونه هاي ادبي كه از طريق ترجمه به ايران منتقل شده، تاثير ترجمه بر زبان فارسي، تاثير ترجمه بر روشنفكري ايراني مباحثي است كه مي توانند در اين رابطه مطرح شوند. مثلاً اگر بخواهيم ببينيم زنان ايراني چگونه ترجمه مي كنند يا به عبارتي بخواهيم تئوري ترجمه براي زنان ايران داشته باشيم، تحقيقات است كه منجر به اين تئوري ها مي شود.
    طبق يك نظر، در وراي خوانش ها و گفتمان هاي مختلف خواه ناخواه يك ايدئولوژي نهفته است. آيا مترجم مي تواند فارغ از ايدئولوژي و كاملاً عيني به ترجمه نگاه كند
    تئوريسين هاي ترجمه در اين مورد خيلي بحث كرده اند و چند نظر وجود دارد. نظر آنتوني پيم اين است كه مترجمان مي توانند در يك فضاي بين فرهنگي به عنوان فضاي بي طرف زندگي كنند. برخلاف وي نظر ماريا تيموكزو اين است كه مترجم تنها مي تواند يك موضع داشته باشد. بنده نظرم اين است كه هر دو درست مي گويند، بسياري از مترجمان در فضايي بين فرهنگي، جايي كه مخلوطي از دو فرهنگ وجود دارد زندگي مي كنند. آنها در اين فضا مي توانند بدون موضع يا به قول هومي بابا «درميان» باشند. از طرفي بسياري از مترجمان هم موضع خاصي دارند.
    در مبحث مترجمان بدون مرز به نظر مي رسد استراتژي هاي زباني كه مترجم با توجه به زبان سوم يا زبان جهاني اتخاذ مي كند به خشك كردن يا گرفتن مزه و شيريني زبان منجر مي شود. نظر شما چيست
    يكي از زيان هاي ترجمه همين است كه شما اشاره مي كنيد. متن اصلي تنوع و رنگ و بوي زيادي دارد. اين مسئله به ويژه در مورد متون ادبي صادق است كه اصولاً زيبايي شان به فرهنگ مداري، استعاره، ايهام، تصويرسازي و ارائه هاي ادبي آنهاست كه در ترجمه از تنوعشان كاسته مي شود. اين بخاطر «ساده سازي» يا «استانداردسازي» است كه از جهاني هاي ترجمه هستند.

This entry was posted in Interviews. Bookmark the permalink.

One Response to مصاحبه: گفت و گوی مهدی مشایخی و هدی زمانی با دکتر ملانظر

  1. Golnoosh says:

    Hey when will it be published? … somebody wants to see her poems published…

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s